تبلیغات
روانشناسی کودک - مطالب مهر 1391
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 09:49 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

آنچه در مورد مهدکودک ها نمی دانیم !


بسیاری از مادران و پدران با شنیدن اسم مهدکودک یاد والدین کارمند می‌افتند و تصور می‌کنند مهدکودک جایی است که می‌توانند فرزندشان را برای چند ساعت به افرادی بسپارند و خودشان به کارشان برسند. اما در یک کلام باید گفت مهدکودک صرفا جایی نیست که سرپرستی کودک‌تان را بپذیرد بلکه جایی است برای آموزش و اجتماعی شدن او. در گفتگو با دکتر سیما فردوسی، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، کوشیده‌ایم در این خصوص اطلاعات بیشتری کسب کنیم...

شما سپردن کودکان به مهدکودک را تایید می‌کنید یا خیر؟

بهتر است کودکان تا پایان 2 سالگی در محیط خانواده و نزد والدین خود باشند. احساس امنیت روانی اولیه و وابستگی‌های عاطفی باید به صورت صحیح و طبیعی در خانواده شکل بگیرد. از این سن به بعد کودکان به تجربه‌های اجتماعی نیز نیاز دارند. دریک مهد کودک برنامه کودکان از نظم و انضباط خاصی برخوردار می‌شود. برنامه خواب و خوراک آنها به طور منظم از قاعده خاصی پیروی می‌کند. همچنین آموزش بسیاری از مطالب که ممکن است مادر، در منزل به صورت پراکنده یا به طور غیرعلمی به فرزندش بیاموزد، در مهدکودک به صورت منظم و روش‌مند در جمع و به صورت گروهی آموخته می‌شود.

 به طور کلی کودک در این مرحله برای سال‌های آینده که باید ساعت‌های بیشتری را از خانه دور باشد، آماده می‌شود.کودکانی که به مهدکودک می‌روند زمینه رشد اجتماعی‌شان فراهم می‌شود و در تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرند. بسیاری از رفتارهایی که کودکان درخانه نیاموخته‌اند، در جای دیگری به نام مهدکودک می‌آموزند. رفتارهای منفی یا رفتارهایی که چندان مثبت یا جامعه‌پسند نیستند، در مهدکودک کم‌رنگ می‌شوند.  تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که به مهد کودک رفته‌اند، در مقایسه با کودکانی که به مهد نرفته‌اند، از واژه‌های بیشتری استفاده می‌‌کنند و نحوه ارتباط‌شان با دیگران راحت‌تر است.

مربی باید بتواند اضطراب کودک را تخفیف بدهد و به او امنیت بدهد و او را کنترل کند.

در مواقعی که  بچه‌ها تمایلی به مهد کودک ندارند؛ دراین مواقع چه کار کنیم؟

همه کودکان در روزهای اول، رفتن به مهد را به خوبی نمی‌پذیرند و بی‌تابی‌ها و اضطراب‌های زیادی از خود نشان می‌دهند اما اگر مربیان تعلیم‌دیده و مجرب در مهد باشند و همکاری درستی بین والدین و مربیان به وجود ‌آید، محیط مهدکودک می‌تواند از جذابیت خاصی برای کودک برخوردار باشد. روش‌هایی که برای علاقه‌مند کردن کودکان به مهد به کار گرفته می‌شود باید علمی، تخصصی و خالی از هر گونه تهدید و ترس باشد. مربیان نیز باید با توجه به معیارهای خاصی انتخاب شوند. مربیان باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند تا بتوانند به عنوان جایگزین مادر، امنیت و آرامش لازم را به کودک بدهند زیرا کودکان هم مانند بزرگسالان شخصیت، رفتار و منش‌های متفاوتی دارند بنابراین مهد مکانی است که باید بتواند رفتارهای درست کودکان را تشویق و رفتارهای نادرست آنها را اصلاح کند و در جهت رشد طبیعی و هنجار کودکان در زمینه‌های جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی قدم بردارد. اگر کودک در دور ماندن از مادر یا خانواده دچار ناسازگاری می گردد باید سعی کنید تا این استقلال را به تدریج به او بیاموزید. درست است که این کار زمان بر است .اما اگر لازم باشد باید ابتدا ساعات اندکی را برای ماندن در نظر بگیرید ، او را همراهی کنید، هر چند ساعت به او سری بزنید ، پایداری او را تشویق کنید و از طریق قصه مهارت های لازم را به او آموزش دهید. 



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

اگر قرار بود یک بار دیگر فرزندم را بزرگ کنم . انگشتم را کم تر به نشانه ی تهدید به سوی او می گرفتم .

کم تر به ادب کردن او می اندیشیدم و در مقابل ، بیش تر به بر قراری ار تباط با او اهمیت می دادم .

کم تر به ساعتم نگاه می کردم و چشم هایم را بیش تر برای نگاه کردن به او به کار می گرفتم .

با او بیش تر به گردش می رفتم .  

و ، بادبادک های بیش تری به آسمان می فرستادم .

کم ترخود را جدی می گرفتم .       

 امّا ، جدّی تر با او بازی می کردم .

دشت های بیش تری را با او می پیمودم .  

و ، ستارگان بیشتری را با او تماشا می کردم .

کم تر او را می کشیدم که تند تر راه برود .

 و، بیش تر در آغوشش می کشیدم .

رفتار خشک و سخت گیرانه ام را کم تر به کار می بردم ،

و ،  در عوض ، بیش تر حمایتش می کردم .

به جای فکر کردن به ساختن خانه ، اعتماد به نفس او را می ساختم

و به جای این که عشق به قدرت را در خود رشد دهم ،

 قدرت عشق ورزیدن را در خود پرورش می دادم .



تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

آیا تا به حال نفت خورده‌اید؟ مایع ظرف‌شویی یا چسب چه‌طور؟ طبیعی است كه از شنیدن این سوالات تعجب كنید، اما واقعیت این است كه بچه‌ها ممكن است این مواد را بخورند.

بچه‌ها نمی‌دانند كه این مواد سمی و خطرناك هستند. حالا اگر بیشتر دقت كنید متوجه می‌شوید كه خانه شما پر از سموم و مواد مسمومیت‌زایی است كه می‌تواند سلامت كودكتان را به خطر بیندازد.

مسمومیت

1) مواد و محصولات زیر را در قفسه‌ها و كمدهایی كه در آنها قفل می‌شود و یا دور از دسترس كودكان نگهداری كنید:

*‌ داروها و ویتامین ها

* اسپری های خوشبو كننده هوا

عطرها ولوازم آرایش

مواد ضدعفونی‌كننده

مواد شوینده ، پودر لباس‌شویی و مایع ظرف‌شویی

مواد سفیدكننده و جرم‌گیرها

* سیگار

* برخی از انواع گیاهان (گیاهان سمی)

* روغن موتور و ضدیخ

* نفت و بنزین

رنگ و تینر

* آفت‌كش‌ها، مرگ موش و مورچه‌كش‌ها و سوسك‌كش‌ها



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1391 | 10:21 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

Origami Classroom یک نرم افزار خوب و کامل برای آموزش اوریگامی یعنی ساخت اشکال مختلف با کاغذ است. این ورژن نرم افزار Origami Classroom حاوی ۴۰ آموزش کامل می باشد. که به جز آموزش های خوبی که در خود نرم افزار موجود می باشند، شما می توانید از طریق نرم افزار ویدیو آموزشی مربوط به هر شکل که هر کدام به حجم ۱٫۵ مگابایت می باشند را دانلود کنید و به برنامه اضافه کنید.


برای دانلود ویدئو های آموزشی به لینک زیر مراجعه کنید:



تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 | 02:09 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

نقاشی زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی كشیدن، قصه گویی، بازی كردن و… شناخته می شوند.

نقاشی به ما كمك می كند تا به دنیای درونی و روح كودك پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا كودك ناسازگار یا بیمار است؟ در بزرگسالی می خواهد چه كاره شود و… به دلیل علاقه بسیار ی از خانواده های عزیز و اهمیت نقاشی كودكان تصمیم دارم در این شماره و در چند شماره آتی مفاهیم نقاشی كودكان را به صورت كاملاً خلاصه شده، تقدیمتان كنیم. مفهوم خورشید، ماه، آسمان، زمین، اتومبیل و حیوانات را در این شماره با هم بررسی می كنیم، لطفاً توجه داشته باشید كه شما به كودك، موضوع نقاشی نمی دهید و خودش آزادانه نقاشی می كند.

1ـ خورشید و ماه

در اغلب نقاشیهای كودكان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشید را در حال درخشیدن می كشد و وقتی رابطه آن دو مطلوب نیست كودك خورشید را در پشت كوه ناپدید می كند.

ترس كودك ازپدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یك نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلكه باید چندین نقاشی كودك را بررسی كرد. ماه نشانه نیستی است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان می كشند. كودكان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.

2ـ آسمان و زمین

آسمان به معنی الهام و پاكی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. كودكان خیلی كوچك هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی كنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی كه آغاز به درك دلایل منطقی می كنند به كشیدن زمین نیز می پردازند.

3ـ اتومبیل

درجامعه امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای كودكان مخصوصاً پسربچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یكی از اعضای خانواده كه اغلب پدر و گاهی خود كودك است، رانندگی می كنند، از دیدگاه برون فكنی اهمیت پیدا می كند. بیشتر نوجوانان به بهانه اینكه كشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از كشیدن شكل آدم خودداری می كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن كشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ وعوامل ذهنی و… نوجوان دارد.

4ـ حیوانات

اگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود ممكن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن می برید. كودكی كه در روستا زندگی می كند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است كه حیوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می كند. گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد.

مثلاً كودكی ممكن است به دلیل اینكه دیشب درجایش خرابكاری كرده و سرزنش شده احساس گناه كرده باشد و در نقاشی اش شكل حیوان خاصی را مثل مارمولك بكشد. كشیدن حیوانات درنده نشانه فشارهای درونی مخفی كودك است. مثلاً كودكی كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می كند، در نقاشی ممكن است گرگ بكشد كه این نشان دهنده ترس و دلهره كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشید كه درتجزیه و تحلیل نقاشی كودكان كه كاری بسیار ظریف و حساس است چون یك كار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. كودك شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب كند.

شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی كردن باید آزادی كامل داشته باشد. در پایان نقاشی از كودك بخواهید كه در مورد تصاویر كشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی كودك كمك می كند. كودكان را به كشیدن تشویق كنید اما آنها را مجبور نكنید كه همین الان برای شما نقاشی بكشند.



تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

آیا به فرزندان خود محبت می‌کنید؟ آیا آن‌ها را مورد تشویق و تحسین قرار می‌دهید؟ آیا به قول‌هایتان پایبند هستید؟ آیا رفتار شما با کودکتان ثبات داشته و بین حرفی که می‌زنید و عملی که انجام می‌دهید هماهنگی وجود دارد؟ آیا بچه‌ها شاهد ابراز عشق و علاقه شما به همسرتان هستند؟
پدر عزیز، پسر شما با همسر آینده‌ی خود به همان‌گونه رفتار می‌کند که شما با همسرتان برخورد می‌کنید و مادر گرامی، دخترتان با همسر خویش همان‌طور صحبت کرده و رفتار خواهد کرد که شما با شوهرتان رفتار و گفتگو می‌کنید. مهم‌ترین بخش زندگی که شما برای فرزندانتان تدارک می‌بینید ازدواج و خانواده است و بهترین نوع آماده‌سازی این است که کودک با پدری زندگی کند که مادرش را دوست داشته، محبت خود را به او نشان می‌دهد و با مادری به سر برد که ارزش وجودی همسرش را در خانواده و نزد کودک اعلام می‌دارد.
اگر شما به همسر خود محبت کنید ولی در طی روز یا هفته با همسرتان تعارض داشته و داد و بیداد کنید، هر آنچه درباره‌ی مهربانی و علاقه‌مندی بگویید در نظر فرزندتان بی‌اعتبار به حساب می‌آید. 


 

 


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)


آموزش ها: قدم اول این است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم و به تناسب سن او به آموزش نظم بپردازیم یعنی اول باید بداند نظم یعنی چه؟
تذکرات و القائات: این مسئله نقشی اساسی و فوق العاده در ایجاد نظم در کودک دارد. از نظم تعریف کنید و او را تشویق به رعایت آن نمایید. تکرار مسائل (البته به شیوه ای آرام و مهربان، بدون خشونت، بدون کنایه و تحقیر) موجب جهت دادن تدریجی طفل به اتخاذ شیوه ای منظم است.
گاهی مسئولیتی را به او بسپارید و بخواهید که آن را به انجام برساند. مثلاً: مسئولیت نظم وسایل و اشیاء اتاق یا تنظیم سفره و وسایل آن را به او بدهید. از حدود سنین 6 می توان از کودک خواست که اشیاء و اثاثیه اتاق خود را منظم کند، وسایل و ابزار خود را تمیز کند
تهیه مقررات: برای او مقرراتی تعیین کنید و از او بخواهید آن را رعایت کند. مثلاً: معلوم باشد که ماشین های اسباب بازی اش را در کدام سبد بگذارد، عروسک هایش را در کدام طبقه کمد؟ کتاب هایش را در کجا و...
و به نظارت غیرمستقیم و مستقیم او بپردازید. به گونه ای که این نظارت، برای او خسته کننده نباشد و آن را منطقی و مفید بداند.
جنبه الگویی: کودک بخش اعظم آموخته هایش را از راه دیدن الگوها فرامی گیرد و اولین الگوها پدر و مادر و اعضای خانواده و بعد دوستان‌اند. گاهی در حضور کودک، اشیاء را در جای خود قرار دهید یا با هم در ساعتی منظم و معلوم به رختخواب بروید.
تنظیم برنامه: وقتی که کودکتان به اهمیت نظم پی بُرد و آن را منطقی و شیرین دانست، با هم برنامه ای تهیه کنید که در آن ساعات مطالعه، خواب، بازی و... معلوم باشد. این برنامه باید به گونه ای باشد که کودک در سایه‌ی عمل به آن، به نتایج لذت بخشی برسد، نباید احساس خستگی کند و نیز نباید احساس کند برنامه ای خشک و غیرجذاب است. مثلاً: قرار بگذارید او ساعت 10 بخوابد ولی اگر چند دقیقه تأخیر شد، حکم اعدامش را صادر نکنید!!
این کار از سنین قبل از 7 امکانپذیر است.

 



تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1391 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

 

شما به سوألات كودكتان پاسخ می دهید و او را تشویق می كنید كه با شما رابطه برقرار كند. اما روزی می رسد كه كودكتان یكدفعه از شما درباره مسائل جنسی سئوالاتی می پرسد. آیا به او پاسخ های درست می دهید و یا به او دروغ می گویید، مثلاً به او می گویید برادر و خواهر كوچك ترش را از بیمارستان آورده اید؟ آیا به كودكتان در این باره اطلاعات درستی می دهید و یا می گذارید خود كودك اطلاعاتی از دوستان بزرگتر از خودش به دست آورد؟

 

در واقع برخلاف آنچه كه بیشتر والدین فكر می كنند، توضیح مسائل جنسی به كودك كار زیاد سختی نیست. یك كودك خیلی زود اعضای بدنش را می شناسد، مثلاً یاد می گیرد كه این دست، پا، شكم، بینی و ... است. وقتی كه كودك درباره اعضای جنسی خود سئوالاتی می پرسد و یا به آنها اشاراتی می كند، نباید آنها را از این كار منع كنیم و با اخم موضوع صحبت را عوض كنیم. شاید والدین از این می ترسند كه وقتی كودك شروع می كند درباره مسائل جنسی صحبت كردن، ناگزیر باشد كه مسائل جنسی را كاملاً برای فرزندشان شرح دهند. اما در واقع كودك كم كم و در مراحل مختلف رشدش این سئوالات را می پرسد. كافی است كه كلمات و عبارات ساده ای را انتخاب كنیم و پرسش او را به طور صحیح اما كوتاه و مختصر پاسخ دهیم.

 

به عنوان مثال یك روز كودكتان از شما می پرسد: «بچه ها از كجا می آیند؟» شما می توانید به او بگویید: «آنها داخل شكم مامانشان رشد می كنند و بزرگ می شوند.» دیگر لازم نیست كه چیزی به این توضیح اضافه كنید. و مدتی بعد ممكن است كودكتان از شما سئوال كند: «چطور یك بچه از شكم مامانش بیرون می آید؟» بهترین پاسخی كه می توانید به او بدهید این است: «یك دریچه مخصوصی برای این كار وجود دارد.»

 

كمی بعد كودك بدون شك سئوال دیگری را مطرح می كند: «بچه چطور بوجود می آید؟» و شما در جواب به او بگویید: «وقتی یك مامان و بابا بخواهند یك بچه داشته باشند، یك دانه بذر از پدر با یك تخم در شكم مادر یكی می شوند، و از این دانه بذر بچه بوجود می آید، درست مثل بذر یك گیاه و یا گلی كه بر روی درخت رشد می كند و بزرگ می شود.» به این ترتیب در هر مرحله پاسخ مناسبی به كودك داده می شود و حس كنجكاوی او ارضا می شود.

 

با بكارگیری این روش بدون آنكه به كودكتان دروغ گفته باشید، به كودكتان آموزش داده اید. بهتر است كه كودكان از طریق پدر و مادرشان با مسائل جنسی آشنا شوند تا به صورت نادرستی اطلاعاتی از دوستان و یا تصاویر كتاب ها و یا دیدن فیلم ها كسب كند.

 

انتقال مهم ترین درس های زندگی به كودكان

 

كودكان در بازی هایشان از بزرگ ترها تقلید می كنند و ادای آنها را در می آورند. و از آنجا كه كودكان از اطرافیان خود تقلید می كنند، رفتار پدر و مادر در یادگیری كودكان بسیار مهم است. كودك شما به محض تولد شروع به آموختن می كند، نه تنها از حرف هایتان بلكه از رفتارهایتان نكات بسیار زیادی یاد می گیرد.او نحوه رفتار والدین را با یكدیگر و با دیگر افراد خانواده و فامیل می بیند. درس هایی كه او از رفتار و كردار شما می آموزد بسیار حیاتی تر از آموختن مهارت هایی مثل راه رفتن، حساب كردن و خواندن است. این نكات پایه اصلی شناخت و آگاهی او برای رسیدن به خوشبختی است. شما نمونه و سرمشق خوبی برای كودكتان هستید تا او بتواند در بزرگسالی به نحو شایسته رفتار كند.

 

اگر شما آدمی هستید كه عادت كرده اید با داد و فریاد منظورتان را برسانید و در محیط خانه شما دائم جر و بحث وجود دارد، این رفتارها در كودك تأثیر بسیار بدی خواهد گذاشت و او را شخصی عصبی و پرخاشگر بار می آورد. و اما اگر شما در زندگی رفتار خوبی با دیگران داشته باشید، كودك شما از رفتارتان تقلید خواهد كرد. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان بهترین اخلاق و كردار را داشته باشد، در زندگی همانطور رفتار كنید.

 

والدین نباید دو نوع اصول را دنبال كنند، اصولی كه به كودكشان می آموزند و اصولی كه خود به آن عمل می كنند. چطور می توانید به كودك بگویید كه دروغ نگوید، حال آنكه خودتان دائم دروغ می گویید؟ اگر پدر و مادر به یكدیگر احترام نگذارند، چطور انتظار دارند كه كودكانشان ادب و احترام را رعایت كنند؟ و یا وقتی كه پدر یا مادر نسبت به فرزندانشان احساس تعهد و مسئولیت نمی كنند، نباید از فرزند خود بخواهند كه به قول و پیمان های خود عمل كند. وقتی پدر و مادر دائم تكرار می كنند كه همیشه حق با آنهاست، كودكشان فكر می كنند كه رفتار پدر و مادرش به بهترین نحو است و آنها اصلاً اشتباه نمی كنند.

 

كودكان خیلی زود عشق و محبت دیگران را درك می كنند. و با دیدن كوچكترین نشانه ای از محبت از طرف دیگران خیلی راحت به این احساسات محبت آمیز پاسخ می گویند. والدین می توانند كودكشان را غرق در اسباب بازی بكنند، اما هیچ وقت نمی توانند عشق و محبت را با پول بخرند. عشق و محبت از دل بر می خیزد نه از كیف پول. كادو و هدیه به تنهایی نمی تواند جای عشق و محبت را بگیرد. پس به جای خریدن هدیه و اسباب بازی های رنگارنگ با كودكتان وقت بگذارید و با او بازی كنید.

 

كودكان با دریافت محبت و توجه، عشق و محبت را به دیگران هدیه می دهند. آنها را تشویق كنید كه به دیگران كمك كنند و شادی هایشان را با دیگران قسمت كنند. به آنها بیاموزید كه والدین، دوستان و دیگران را در خوشبختی هایشان شریك كنند.

 

ارزش های زندگی را به كودكانتان بیاموزید

 

امروزه بیشتر والدین چیزی از ارزش های واقعی زندگی نمی دانند، و كودكان بی آنكه هرگز این ارزش ها را بشناسند بزرگ می شوند. برخی از والدین عقیده دارند كه خودشان حق شكل دادن به شخصیت كودكشان را دارند. اما اگر خودشان این كار را نكنند، كودكان دیگر، همسایه ها و فیلم های تلویزیونی این كار را برایشان انجام می دهند. مسائل بی شماری والدین را می ترساند: فاصله بین نسل ها، سركشی جوانان، مواد مخدر، بی بند و باری جنسی و زیرپا گذاشتن اخلاقیات.

 اما واقعیت این است كه شخصیت یك كودك خیلی پیش از برخورد با این مسائل شكل گرفته است.در یك مجله علمی چنین نوشته شده است: «شخصیت یك فرد خیلی پیش از زمان مدرسه رفتن شكل می گیرد و در او تثبیت می شود. به همین خاطر كودكان پیش دبستانی حساس هستند و خیلی زود تحت تأثیر رفتار و حركات دیگران قرار می گیرند و آمادگی یادگیری هر رفتار و كرداری را دارند. و این رفتارها تا مدت زمان زیادی در آنها تثبیت می شود.»

 

خردسالان باید اصول اولیه زیادی بیاموزند، مهمترین اصل عبارت است از: شناخت خوب از بد. اگر والدین در شناخت حقیقت و درستی و خوبی های زندگی به كودكان دیر اقدام كنند، كودك را در مقابل اشتباه و بدی بدون دفاع تنها گذاشته اند. بنابراین سال های پیش از دبستان بهترین زمان برای آموختن درس های زندگی به كودك است. به این نكته توجه داشته باشید كه اگر در این كار تأخیر كنید، جبران آن در سال های بعد بسیار سخت خواهد بود. به كودكانتان خوبی ها و ارزش های زندگی را بشناسانید. در این جهان هیچ چیز ثابت و همیشگی نیست.والدین باید بدانند كه وضعیت زندگی آنها همیشه به یك منوال نیست و مشكلات و سختی هایی در زندگی انتظار فرزندانشان را می كشد، پس چه بهتر كودكشان را برای روزهای سختی آماده كنند و اصول مهم زندگی را به آنها بیاموزند.

 



تاریخ : جمعه 14 مهر 1391 | 07:15 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

مقداری انرژی اضافی در كودكان وجود دارد كه این انرژی از طریق بازی باید مصرف شود، چرا كه كودكان ازطریق «بازی» نوعی تمرین را انجام می دهند، درنتیجه می توانند مهارت های لازم را برای رفع نیازهای زندگی به دست آورند، بنابراین بازی در واقع نوعی فعالیت برای پاكسازی حالات درونی است.
آزادی در انتخاب نوع بازی، بازی كردن با آسودگی كامل، دخالت نكردن بزرگ ترها برای تغییر مسیر بازی با همبازی شدن با كودكان، سبب می شود كه آنها از بازی های انفرادی و گروهی به طور واقعی لذت ببرند و همه اینها از شرایط اصلی بازی های آزاد است.
«
مادربزرگ ها» درمورد بازی بچه های كوچك به مادران همیشه سفارش می كنند كه «بگذارید آن قدر بازی كند تا سیر شود» كه این گفته بی شك حاصل تجربه ای عمیق است، چرا كه كودكی كه در هریك از مراحل رشد به اندازه نیازش آزادانه بازی كند، بهتر و استوارتر این مراحل را پشت سرمی گذارد و انسانی متعادل تر و مفیدتر می شود.
الگوی بازی كودكان در سالهای اولیه كودكی نشانه تغییر رشدی آنهاست. كودك خردسال بیشتر به بازی های انفرادی نیاز دارد كه مجددا با بازی موازی دنبال می شود. یعنی 2كودك در كنار هم و نه با یكدیگر به بازی می پردازند. آنها ممكن است از یك وسیله نیز استفاده كنند، اما مستقل از یكدیگر و بدون ارتباط زیاد با هم به كار و بازی بپردازند.
كودكان سه تا چهارساله بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند؛ یعنی آنها با كودكان دیگر نیز بازی می كنند و می توانند وسایل خود را تا اندازه ای معین به دیگران بدهند و یا با آنها شریك شوند، اما در عین حال نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه كنند و به اصطلاح تابع گروه شوند. از چهار تا شش سالگی است كه كودكان بیشتر به بازی اشتراكی روی می آورند و در موقعیت های گروهی كه هدفی مشترك را دنبال می كنند، به بازی گروهی می پردازند.
به طور كلی عوامل موثر در بازی كودكان شامل سن، جنس، هوش و محیط است. درجریان رشد كودكان، سه نوع بازی مشاهده می شود، بازی های تمرینی، بازی های نمادی و بازی های باقاعده.
كودك در هر سنی به بازی های خاصی می پردازد و بعد از مدتی بعضی از آنها را رها می كند؛ برای مثال بچه هایی كه به مهد می روند از بازی با مكعب های چوبی دست می كشند، چرا كه اشیایی از قبیل رنگ گل رس، مداد رنگی و… فعالیت های جالب تر و متنوع تری هستند كه به كودك عرضه می شود و او تمایل دارد برای بازی به آنها بپردازد.
وقتی كودكی نمی تواند اسباب بازی ها و عروسك های خود را جان داركند، این بازی ها نیز جذابیت خود را از دست می دهد و او كم كم به سوی بازی هایی مانند فوتبال، بسكتبال، شطرنج و بازی های فكری پیچیده می رود كه نیازهای فكری، جسمی، روانی و اجتماعی او را بهتر برآورده می كند.
مقدار انرژی اضافی دركودكان وجود دارد كه این انرژی ازطریق بازی باید مصرف شود. چرا كه كودكان ازطریق بازی، نوعی تمرین را انجام می دهند، درنتیجه می توانند مهارت های لازم را برای رفع نیازهای زندگی به دست آورند، پس بازی نوعی فعالیت برای پاكسازی حالات درونی است.
عامل اصلی بازی، لذتی است كه در حال بازی كردن در فرد ایجاد می شود و این تفاوت اصلی با كار است، چرا كه كار نوعی فعالیت برای رسیدن به هدف است. شخص این فعالیت را نه تنها به خاطر آن كه از آن لذت می برد، بلكه بدلیل آنكه خواهان نتیجه نهایی آن است به انجام می رساند.
برای تمیز و تشخیص بازی از كار، پنج معیار به عنوان شاخصه های بازی معرفی شده است این معیارها شامل این است كه بازی دارای هدف در خود است، بازی اختیاری است نه اجباری، بازی دلپذیر و خوشایند است، بازی تركیب و سازمانی ندارد و نهایتا بازی از قید كشاكش و پرخاش آزاد است. برای مثال نقاشی را می توان به عنوان فعالیتی دلپذیر و لذت بخش دربازی درنظر گرفت كه منظور كسب لذت از آن است.
كودكان به فكر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند و هدفشان تفریح و لذت بردن از بازی است، اما به تدریج كه كودكان بزرگتر می شوند و موضوع رقابت و برنده شدن بیش از بازی برایشان لذت آفرین می شود.
اهمیت بازی و اثر عمیق روحی و معنوی و آموزش نهفته در آن، به طور جدی مورد توجه كارشناسان و پژوهشگران است و آنها به این نتیجه رسیده اند كه بازی كردن برای پذیرش مطالب گوناگون، ایجاد آمادگی جسمی و روانی موثر است و عمل یادگیری را سریع و آسان می سازد؛ بازی در واقع نیروهای ذهنی و جسمی فرد را برای كسب موفقیت به كار می اندازد.
بازی هایی كه بزرگترها ترتیب می دهند، مدت محدودی كودكان را سرگرم نگه می دارد، اما بازی هایی كه كودكان خودشان آنها را ترتیب می دهند؛ می تواند ساعت ها و شاید همه روز آنها را مشغول كند. كودكان «عروسك بازی»، «خانه سازی» با گل و شاخ و برگ بازی هایی كه در مدرسه ترتیب داده می شود و غیره را به دلخواه شروع می كنند و ساعت ها با آن سرگرم می شوند
.



تاریخ : جمعه 14 مهر 1391 | 02:50 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)
برای داشتن کودکان برد بار و شکیبا والدین باید حس همدردی و انسان دوستی را کم کم به کودک القا کنند. باید به کودک بفهمانند که به حقوق دیگران احترام بگذارد...   کودک باید بداند، که به مردم تمامی‌نژادها و رنگها و عقاید افراد مختلف احترام بگذارد و به خاطر اتفاقهای میان انسانها، رفتار ناهنجار نداشته باشد. برای داشتن کودکان برد بار و شکیبا والدین باید حس همدردی و انسان دوستی را کم کم به کودک القا کنند. باید به کودک بفهمانند که به همه احترام بگذارد. مسئولیت پذیر باشد و این نکته را بداند که هر انسانی روی کره خاکی گنج گرانبهایی محسوب می‌شود.برای این کار، روشهایی وجود دارد. 

- در مورد صبر و شکیبایی با کودک خود صحبت کنید. این مسأله ای نیست که یک شبه بتوان آن را برای کودک توضیح داد. باید در مورد تفاوتها و اتفاقات روزهای مختلف، با آنها صحبت کنید. موضوع صحبت را از جایی آغاز و به مسائل اجتماعی ختم کنید. به کودک خود اجازه دهید که در خلال صحبتهای شما به اهمیت موضوع پی ببرد.

 - وقتی کودک شما در معرض حادثه یا موضوعی قرار می‌گیرد، درست در همان لحظه سعی کنید صبر و شکیبایی را به او بشناسانید. روزانه ممکن است برنامههای مختلفی از رادیو، تلویزیون و دیگر رسانههای پیرامون موضوعهای مختلف نمایش داده شود، و وقتی چالش در خانواده، افراد فامیل و دوستان ایجاد می‌شود. درست در زمان بحث به کودک خود اجازه اظهار نظر، فکر و صبحت بدهید. 

- با احساس بی صبری، عجز و ناتوانی که برای کودکان به وجود می‌آید، مبارزه کنید. برای مثال وقتی کودک از مسأله ای ناراحت می‌شود و احساس می‌کند قادر به تحمل آن نیست، سعی کنید با پیش کشیدن بحثی حس همدردی کودک را تحریک کنید. مثلاً به او بگویید: دوستت به تو توهین کرده، اما او باید همیشه با صندلی چرخ دار راه برود، چه احساسی نسبت به او داری با تحریک حس همدردی و احترام سعی کنید او را به سمت صبر و شکیبایی هدایت کنید.

 - وقتی کودکان قربانیان عدم بردباری و عجز هستند، از آنها به بهترین شکل حمایت کنید: مشکلاتی را که برای کودکانتان به وجود آمده جدی بگیرید و سعی نکنید مشکلات آنها را کوچک جلوه دهید. حمایت عاطفی خود را از آنها دریغ نکنید و به آنها عکس العملهای مناسب را آموزش دهید. 

- درک و فهم درست و سالمی‌از همسانی و همانندی گروهها به کودک خود ارائه دهید.برای نوجوانان همسانی گروهی بسیار حیاتی است. به کودک خود یاد دهید که به گروه افتخار کند و به گروههای دیگر احترام بگذارد. دوست داشتن گروه خود بدین معنانیست که گروههای دیگر فاقد ارزشهای انسانی هستند و آنان نباید هیچ وقت برای بالابردن جایگاه خود، گروههای دیگر را زیر سؤال ببرند. - مواد و وسایل آموزش متنوع در منزل به کارگیری کتابهایی شامل فرهنگهای مختلف با موضوعهای مربوط به صبر و شکیبایی برای کودکان خود بخوانید، اسباب بازیهای مربوط به فرهنگها و گروههای مختلف را برای کودکان خود خریداری کنید و به کودکان خود یادآور شوید که چگونه تنوع و گوناگونی فرهنگها می‌تواند در زندگی هنری، کاری، فردی، موسیقی و ادبیات افراد تأثیرگذار باشد. 

- فرصتهایی را برای کودکان خود فراهم کنید که با افراد مختلف و متفاوت معاضدت کنند. کودکان خود را به گذراندن اوقاتی با افراد مسن، بخصوص پدربزرگها و مادربزرگها تشویق کنید. آنها را به مراکز و پارکهای عمومی‌ببرید تا یاد بگیرند با افراد متفاوت رابطه دوستی برقرار کنند. حتی اگر برایتان مقدور است آنها را به مناطقی ببرید که با کودکان قومها و نژادهای دیگر دوست شوند و معاشرت کنند.

 - کودکان خود را به همکاری با انجمنهای مختلف تشویق کنید. برای مثال اطلاعاتی در مورد فقر و گرسنگی، بیماری و انجمنهای حمایت افراد فقیر، بیمار و سالخوره بدهید و کودک خود را به همکاری با این انجمنها و افراد تشویق کنید. - در مورد اختلافها و تفاوتها با کودک خود صادق باشید. به این معنی که هرگز به کودک خود نگویید همه افراد مثل هم هستند و یکسانند زیرا واقعاً این طور نیست. هر کسی دنیا را از یک طریق تجربه می‌کند و از یک پنجره می‌بیند. موضوع اصلی تفاوتها این تجربههای مختلف است. 

- با کودک خود طوری رفتار کنید که انتظار دارید او همان طور رفتار کند. سعی کنید مانند یک الگوی خوب رفتار کنید. باید بدانید والدین اصلی ترین و نخستین الگوی کودکان هستند و فرزندانتان نحوه رفتار با دیگران را از شما یاد می‌گیرند. برای مثال آنان از لحن شما هنگام برخورد با افراد مختلف و در شرایط گوناگون و از نحوه گفتار شما با افراد مختلف تقلید می‌کنند. واقعیت این است که در جهان امروزی که تنوع، گوناگونی و اتفاقهای غیرمنتظره روز به روز در حال افزایش است، صبوربودن تنها یک خصلت خوب نیست، بلکه لازم و ضروری است



تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2