تبلیغات
روانشناسی کودک - نقش عروسک در آموزش كودک
تاریخ : جمعه 10 آذر 1391 | 09:25 ب.ظ | نویسنده : سارا احمدی :)

یک کودک خردسال همانگونه به یک عروسک می نگرد که انسان اولیه به آن می نگریست. کودک می تواند باور کند که عروسک زنده است و روح دارد. از آنجایی که عروسک کوچک و قابل تسلط  است بنابراین به او کمک می کند که بهتر خودش را بشناسد .

دیر زمانیست که عروسک در زندگی بشر حضور دارد. از آن هنگام که انسان پیکره خویش را با مواد اولیه مانند گل و چوب ساخت، اولین عروسک شکل گرفت.

نقش عروسک های اولیه یا به عبارتی پیکره ها و مجسمه های کوچک در زندگی انسان با نقش عروسک هایی که امروز ما می شناسیم، بسیار متفاوت بوده است. این پیکره ها جنبه اسرار آمیز و جادویی داشتند و مقدس شمرده می شدند. آنها از نظر معنوی حضوری قوی و موثر داشتند.
از آنجایی که هر کسی قادر به ساختن چنین پکیره هایی نبوده و از طرفی رازهای طبیعت هنوز کشف نشده بودند و هر پدیده ای از جمله وجود خود انسان و مسئله تولد و مرگش در پرده اسرار نهان بوده است؛ به این دلیل طبیعی است که آن ها بر پیکره های بیجان قائل به روح می شدند و تصور می کردند که این پیکره هادارای قدرت های مرموزی هستند که بشر فاقد آن است و آنها را مقدس می شمردند و مورد پرستش قرار می دادند.
بسیار بعد از آنکه اولین پیکره ها ساخته شد، فکر ایجاد حرکت که از خصوصیات موجودات زنده است در این پیکره ها به وجود آمد. ابتدا این حرکت درونی بود یعنی حالت مجسمه یا پیکره به نوعی طراحی و ساخته می شد که حرکتی را القا کند مانند راه رفتن یا رقصیدن. در بررسی ها و کاوشات باستان شناسی نمونه هایی یافت شده است که پیکره به نوعی طراحی و ساخته شده است که جزئی از آن قابل حرکت است؛ مانند دستها، یا سر به حول محور بدن همچنین در نوشته های قدیمی از بت هایی نام برده شده که قادر به حرف زدن بوده اند که البته مسلم است که کسی به جای آن صحبت می کرده. یک نمونه آشنای آن گوساله مقدس قوم بنی اسرائیل است که طوری طراحی شده که جریان هوا در آن تولید صدایی شبیه به گاو می کرده. اینها نمونه هایی از عروسکهای اولیه هستند که تماماً با اعتقادات مذهبی دوران باستان قرینند. اما نباید فراموش کنیم که انسان شبیه خود را بدین علت ساخت که پاسخی برای چرایی وجود خویش بیابد. او می خواست خویشتن را بشناسد و ساختن پیکره های انسانی به او کمک می کرد تا از بیرون به خود بنگرد و بر وجود خویش تسلط یابد، همانگونه که بر پیکره های کوچک تسلط داشت.
عروسک بعدها در نمایشات عروسکی همین نقش را دنبال می کرد. انسان در آئینه نمایشات عروسکی؛ زندگی خویش را می دید و نسبتش را با خالق کشف می کرد، چرا که در اینجا، یعنی در خیمه نمایشی عروسکی، او بود که خالق عروسک بود و او بود که زندگی عروسک را شکل می داد. بنابراین مشاهده نسبت انسان با عروسک می توانست راهی باشد برای پیدا کردن نسبت انسان با خالقش، چنانچه این موضوع به کرات در ادبیات کهن منعکس شده است و بارها و بارها انسان به عروسکهای خمیه شب بازی در دست خداوند تشبیه شده است:
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز            از روی حقیقتی نه از روی بحار
بازیچه همی کنیم بر نطع وجود            افتیم به صندوق عدم یک یک باز
این تشبیه عیناً در اسطوره های کهن هندی بازگو شده است و خداوند «سوتره داره» جهان نامیده شد یعنی کسی که سر نخ های موجودات را بدست دارد. همان نامی که در زبان هندی برای کارگران نمایش عروسکی بکار برده می شود.
به طور کلی تمام نمونه های نمایش عروسکی که از قرن های پیش تا به امروز تقریباً بدون تغییر اجرا می شوند جنبه مذهبی دارند. نمایشات ابتدایی با ماسک و عروسک در قبایل سیاه پوست آفریقا و با سرخ پوستان آمریکا، جنبه آئینی مذهبی دارند. در هندوستان بسیاری از نمایشات سنتی عروسکی در معبد و در روزهای مذهبی اجرا می شوند و با عروسک مانند موجود زنده رفتار می کنند مثلاً در یکی از ایالات هندوستان عروسکهای نمایشی را که عمر مفیدشان به سر آمده است با آئینی مخصوص به رود سند می سپارند و معتقدند هر چه بیشتر بر روی آب شناور باشد، عروسک نیکوکارتری بوده است. در این آئین برای عروسک مانند یک انسان واقعی مراسم سوگواری را بجا می آورند و برایش دعا می خوانند.
بررسی تاریخ پیدایش و تکامل عروسک به ما کمک می کند تا به نقش عمیق و مؤثر آن در دهن تاریخی بشر پی ببریم و راهی بیابیم برای کشف منطقی اینکه چرا عروسک نزد کودکان خردسال تا این حد مهم و مؤثر است.
عروسک در دسترس کودک است، کودک می تواند آن را لمس کند، زیر و رو کند، بچشد و حتی اجزای آن را جدا کند. بنابراین رابطه‌ کودک با عروسک ، فراتر از یک بازی و سرگرمی صرف است. کودک برای شناخت خویش و رابطه اش با دنیا به عروسک نیاز دارد. کودکی که تازه متولد شده با دنیایی روبروست که برایش کاملاً ناشناخته است. او به طور ناخودآگاه برای ادامه حیات ، با ولعی کم نظیر به کسب اطلاعات و شناخت پیرامون خویش مشغول می شود. این کنجکاوی کودک و اصرارش برای گرفتن و لمس اشیاء از سر تفنن و بازیگوشی نیست بلکه به منظور شناخت است و برایش حیاتی است حال ما می توانیم از کنجکاوی کودک و علاقه او به یادگیری و توجه خاصش به عروسک برای آموزش جهت دار بهره بگیریم. امروز به تجربه ثابت شده است که آموزشی غیر مستقیم توسط نمایش عروسکی تأثیر بیشتر و پایدارتری بر ذهن کودکان دارد و علت آن این است که عروسک تمرکز کودک را به شدت به خود جلب می کند و کودک با تمام وجود به پیامهای عروسک گوش می دهد و با دقت رابطه بین عروسکها را دنبال می کند و بالاخره قصه نمایش اثری عمیق وپایداری بر روی ذهن او می گذارد.
هر نمایش عروسکی را می توان یک نمایش آموزشی به حساب آورد، چرا که به هر حال تأثیر خود را بر کودکان می گذارد منتها محتوای آموزش ممکن است سست و بی ارزش و یا نادرست باشد به همین دلیل است که متن یک نمایش برای کودکان باید به دقت انتخاب شود؛ چرا که به همان اندازه که می تواند آموزنده و مفید باشد، می تواند مخرب و بدآموز باشد.
به غیر از نمایشات عروسکی که با  عروسکهای نمایشی و دکور و نمایشنامه اجرا می شود؛ در محیط خانواده نیز می توان از نمایشات کوتاه خود ساخته و فی البداهه در جهت آموزش و تربیت کودک بهره جست. کودکان البته بدون دخالت ما، اغلب با عروسکهایشان بازی می کنند و با کمی دقت می توانیم ببینیم که آنها کارها و مسئولیتهایی که بعدها در بزرگی باید به عهده بگیرند را با عروسکهایشان تمرین می کنند، همچنین رفتاری را که والدین با آنها دارند، عیناً با عروسکهایشان تکرار می کنند ؛ از ناز ونوازش گرفته تا تنبیه بدنی و حتی کلمات و اصطلاحات والدین را در ارتباط با عروسکشان بکار می برند. راه حل های ساده ای وجود دارد. آشنا کردن کودک خردسال با دنیای عروسکها می تواند از سه – چهار ماهگی آغاز شود. حرکت دادن عروسکها، پیش چشمان کنجکاو کودک شیرخوار همراه با آواهای آهنگین و ریتمیک، توجه و نظر او را جلب می کند. و حس بینایی و شنوایی را تقویت می کند و موجب رشد هوش کودک می شود.
چند ماه بعد کودک می تواند تصور کند که عروسکها می توانند زنده باشند و با او ارتباط برقرار کنند. در این مرحله می توانیم از جانب عروسکها با صدای مبدل با او صحبت کنیم و یا شعر و آواز بخوانیم . کم کم بعضی از اشیاء دیگر نیز می توانند عروسک باشند. مثلاً یک گیره ‌موی سر که باز و بسته می شود و یا یک دستمال ساده که روی دستمان می اندازیم و آن را به کمک دست حرکت می دهیم و ...
به این ترتیب کودک قادر می شود که هر شیئی را عروسک ببیند و با آن ارتباط برقرار کند. از هنگامی که کودک شروع به گفتن کلمات ابتدایی می کند (حدود یک سالگی) می توان از طریق اشیاء با او سخن گفت، یک قاشق را به دست می گیریم و ضمن حرکت آن با صدای مبدل سخن می گوئیم، دستمال را حرکت می دهیم و از جانب او صحبت می کنیم. نباید از این که ممکن است کودکان خیالاتی و متوهم شود بترسیم چرا که کودک این نمایشات را به عنوان بازی می پذیرد و کاملاً آگاه است که این ما هستیم که به جای اشیاء حرف می زنیم؛ منتها کودک دلش می خواهد صادقانه در این بازی شرکت کند و در زمان بازی می خواهد باور کند که همان شیء است که با او حرف می زند نه مادر یا پدرش. این نمایشات ساده علاوه بر این که کودک را شاد و سرگرم می کند می تواند به عنوان یک روش آموزشی و تربیتی مورد استفاده قرار گیرد. مثلاً اگر می خواهیم که کودک یک ساله (یا بزرگتر) به کتاب ما دست نزند به کودک می گوئیم که کتاب ناراحت می شود اگر به او دست بزنند و آنرا پاره یا پرت کنند و بعد از کتاب می پرسیم: «کتاب تو را دوست داری پاره ات کنند یا پرتت کنند» و با صدای مبدل از جانب کتاب می گوئیم: «نه من ناراحت می شوم گریه می کنم». و بعد به کودک می گوئیم: «حالا برای اینکه کتاب ناراحت نشود و با هم دوست باشید کتاب را ببوس و شب بخیر بگو تا کتاب برود استراحت کند» و با رضایت کودک کتاب در قفسه و دور از دسترس او قرار می گیرد. در یک نمونه دیگر برای مثال: برای اینکه کودک به اجاق گاز، بخاری و یا کبریت دست نزند با صدای مبدل از جانب آن ها می گوییم: «هر کس به من دست بزند دستشو می سوزانم. به من دست نزن می سوزی».
اینها نمونه های کاربردی و عملی برای زندگی روزمره هستند ؛ به شرط آنکه کودک را با دنیای عروسکی آشنا کرده باشیم. البته اگر کودک شما با این دنیای نمایشی آشنا نیست، پس از چند مورد قواعد بازی را فراخواهد گرفت ؛و می پذیرد که هر شی ای می تواند عروسک باشد. به این ترتیب هر کجا که باشیم و در هر شرایطی می توانیم یک نمایش آموزنده ترتیب دهیم.
داشتن یک عروسک دستکشی ساده که در بازار می توان آن را خرید یا با مواد ساده آن را ساخت؛ در موارد خاص کمک بیشتری می کند؛ خصوصاً اگر کودک خانواده به آن علاقه داشته باشد و فقط در موارد خاص حضور پیدا کند. این عروسک باید دور از دسترس و دید کودک قرار گیرد تا در موقع نیاز برای کودک تازگی داشته باشد و نظرش را جلب کند. به طور مثال اگر کودک روی دنده لجبازی بیافتد و یا گریه و خشم و عصبانیتش، با هیچ تمهیدی ساکت نشود حضور این عروسک می تواند بسیار کار ساز باشد و توجه او را از موضوع منحرف کند و یا به عنوان یک میانجی صلح و آشتی را دوباره برقرار کند.
باید توجه داشت که این عروسک خاص همیشه در بحران ظاهر نشود بلکه در مواقع خاصی مانند جشن ها و اعیاد و یا برای تشویق کودک و دادن جایزه به او نیز ظاهر شود تا کودک به آن علاقه پیدا کند و مانند  یک دوست مهربان حرف او را گوش کند.
ویژگی برتر عروسک های نمایشی نسبت به عروسک های معمولی و یا اشیایی دیگر در این است که بهتر حرکت می کنند و باور پذیرتر هستند؛ اما همانطور که گفته شد وجود آن ها برای ترتیب دادن نمایش فی البداهه خانگی ضروری نیست، بلکه تنها در موارد خاص، ما را زودتر به نتیجه دلخواهمان می رساند. این عروسک ها را می توان از تکه های دورریز پارچه یا جوراب کهنه و مقداری نخ و کاموا ساخت.
 

منبع: 
کریمی ، ماندانا "دنیای عروسکها